حوادث | حوادث عکس | حوادث ایران | روزنامه حوادث | حوادث مشهد | قتل | حوادث متروپل

حوادث | ترور مرگبار در شاهرود | جزئیات ترور مرگبار صبحگاهی

11:18 - 1401/05/18
بخش حوادث؛ این وکیل در مقابل چشمان فرزندش کشته شد!

به گزارش رستانیوز در بخش حوادث؛ اخبار حوادث معمولا جزو اخبار پربازدید به شمار می‌رود. روزانه حوادث در سطح جامعه اتفاق می افتد که ما در بخش حوادث سایت منتشر می‌کنیم. پربازدیدترین اخبار حوادث و آخرین اخبار سایت های خبری حوادث روز ایران و جهان را می‌توانید در سایت رستانیوز مطالعه کنید.

یک وکیل ۳۳ ساله شاهرودی مورد سو ءقصد قرار گرفت و جان خود را از دست داد این موضوع توسط دادستان شاهرود تائید و حتی اعلام شده یک مظنون در این زمینه دستگیر شده است.

همزمان با نخستین دقایق بامداد دوشنبه، محمود جعفرآقایی وکیل دادگستری در مقابل منزلش و در جلوی چشم کودک پنج ساله و همسرش ترور شد و متأسفانه ساعتی بعد درگذشت.

گفته می‌شود وی قبل از فوت نام ضارب را به همسرش اعلام کرده اما تحقیقات ادامه دارد.

در همین شرایط حجت‌الاسلام رضی پارسا منش دادستان شاهرود در گفتگو با یکی خبرگزاری‌ها، خبر شلیک گلوله و درگذشت محمود جعفر آقایی وکیل دادگستری در حادثه سو ءقصد در شاهرود را تائید کرد و بیان داشت: یک مظنون توسط پلیس در این ارتباط دستگیر شده است.

وی با اشاره به اینکه با توان و اقتدار اطلاعاتی و عملیاتی پلیس در کمتر از ۱۲ ساعت فرد مظنون احتمالی شناسایی و دستگیر شد، افزود: پرونده در حال تحقیقات مقدماتی است و احتمال دخالت فرد یا افراد دیگری نیز در این رخداد متصور است.

جعفرآقایی متولد سال ۶۸ در شاهرود یک فرزند پنج ساله دارد.

ترور چیست؟

ترور عملی برای کشتن شخص به دلایل سیاسی، مذهبی یا مالی است. ترور یا قتل سیاسی نوعی قتل عمدی شخصی می‌باشد که با هدف کیفر یا با اهداف سیاسی انجام می‌گیرد. معمولاً فرد کشته‌شده دارای مقام یا شهرت یا علایق سیاسی است یا به‌دلیل اهانت به یک مرام عقیدتی مانند یک مذهب، مورد سوءقصد قرار می‌گیرد.

ترور آرشیدوک تأثیرگذارترین ترور در تاریخ انسان بود که سبب شروع جنگ جهانی اول و در پی آن جنگ جهانی دوم شد.

نامگذاری

حوادث | ترور مرگبار در شاهرود | جزئیات ترور مرگبار صبحگاهی18

واژهٔ "assassin" از کلمهٔ و نام حسن صباح و فرمان‌های ترور (Assassins) او به وسیلهٔ حشاشین (به قول مخالفان) یا اسماعیلیان نزاری مشتق شده‌است.

ترور برگرفته از واژهٔ فرانسوی Terreur به معنای دهشت و دهشت افکنی است اما در زبان فارسی معنای دیگری پیدا کرده و در مفهوم قتل سیاسی به وسیله اسلحه متداول شده‌است. کاربرد واژهٔ ترور در این معنا احتمالاً تحت تأثیر شهرت دورهٔ ده‌ماهه حکومت انقلابی ژاکوبن‌ها بر

در انگلیسی ترور با assassin نامگذاری شده‌است که برگرفته از نام گروه شیعه پارس نزاریه، حشاشین، است که توسط حسن صباح بنیان نهاده‌شده‌بود. این گروه مابین قرن هشتم تا چهاردهم میلادی در نقاط مرکزی کشور کنونی ایران فعال بودند و با انگیزه‌های سیاسی دست به قتل می

تاریخچه

آدمکشی برای مقاصد سیاسی طرفداران بسیاری در طول تاریخ داشته‌است. سیسرو سخنور رومی کشتن افرادی که آن‌ها را هیولاهایی با نقاب انسانی می‌نامید، به قطع اعضای از کار افتاده بدن تشبیه کرده و آن را راه جلوگیری از انتشار فساد در پیکر همگانی انسان‌ها یعنی اجتماع می

حوادث | ترور مرگبار در شاهرود | جزئیات ترور مرگبار صبحگاهی18

محمدرضا پهلوی پس از ترور نافرجام در سال ۱۳۲۷ خورشیدی

ستمگر کشی و دیگر شکل‌های ترور هرچند معمولاً در چارچوبی از وحشت‌افکنی (تروریسم) انجام می‌شوند، اما میان آنها و تروریسم تفاوت‌های ماهوی مهمی وجود دارد.

مفهوم واژهٔ ترور (یعنی وحشت) یک منبع مهم ابهام‌زایی در مورد ماهیت قتل سیاسی است. واژه ترور گاه برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات تروریست‌ها استفاده می‌شود. برخی پژوهشگران همچون دیوید راپوپورت و ایویانسکی نظریه امروزین ترور را برگرفته از نظریه ستمگر کشی می‌دانند. امروزه گرایشی برای گنجاندن قتل سیاسی در چارچوب تروریسم پدید آمده و از سوی دیگر بسیاری از گروه‌های وحشت نیز از تاکتیک قتل سیاسی استفاده می‌کنند. آشکارترین تمایز ترور و تروریسم این است که هدف یک قاتل سیاسی یک شخصیت معین است و اسلحه برای از میان بردن او استفاده می‌شود، اما هدف یک اقدام تروریستی جمعی است.

راپوپورت برای تمایز قتل سیاسی از عمل تروریستی روش بدیعی را ارائه می‌دهد که در آن به جای نفس اقدام به معنای اقدام توجه می‌شود. او تروریسم را یک فرایند و قتل سیاسی را یک رویداد می‌داند؛ «قاتل سیاسی انسانی را نابود می‌کند که -به عقیده او- یک نظام را به فساد کشانده‌است، اما تروریست نظامی را نابود می‌کند که پیشتر هر کسی را که در خود جای می‌داده به فساد کشانده‌است. قتل سیاسی یک حادثه، یک کار گذرا و یک رویداد است ولی تروریسم یک فرایند و یک روش زندگی است».

ترور واژه ای غربی است و در فرهنگ سیاسی به کشتارها و تخریب های رعب آوری گفته می شود که گرچه هدفمندند اما مدرکی قانونی به کسی نمی دهند. و تروریست کسی است که اگر هم تواناتر از ترورشونده باشد به دلیلی، شرایط جنگ رویارو را ندارد زیرا ترور، ابزار کار باندهای جنایتکار باجگیر مافیایی بین المللی یا حکومتهای غاصب و متجاوز و غیر مردمی می باشد که فریبکارانه مردم نمایی می کنند و بنابراین مجبورند مخالفان خود را با ترور و ارعاب از سر راه بردارند. ترور و تروریست بردو گونه است : الف تروریست غیر دولتی، ب تروریست دولتی که اسرائیل بهترین نمونه و سمبل تروریست دولتی است گرچه برخی امروزه اسرائیل را تروریست نمی خوانند زیرا اکنون اسرائیل با مجوز سازمان ملل آمریکا آشکارا به ترور می پردازد و همانند نازیها و خِمِره های سرخ و صرب ها آدم می کشد، از این رو محققان اسرائیل را گرچه در ترورهای پنهانی هم عالیترین مدال را بر گردن دارد امروزه از گروه نیوفاشیستها و نوچه های شایسته نیوفاشیستهای غرب می دانند و دارای فرهنگی که هرکس با اندیشه اش مخالف باشد او را می کشد . تروریستهای غیردولتی بر سه گونه اند: ۱) تروریست حرفه ای، این تروریست ساخته و پرداخته کلان سرمایه داران امریکای شمالیِ پس از سرکوب امریکای جنوبی و دورانی است که ساختار امریکای امروزی، ریشه می بست و هر یک از چند قوم حاکم امروز برای ارعاب دیگران و اثبات توانمردی خود، اشرار گستاخی را به نام مزدور در اختیار می گرفتند و به تعظیمشان می پرداختند ، تمام فیلم های وسترنی که می بینید برای بزرگ نمایی مزدورانشان می باشد . از مشخصات این تروریست اینکه وی با مفهوم دوستی و دشمنی آشنایی ندارد و به هیچ چیز بجز حرفه پای بند نمی باشد و تعبدی و تعصبی هم ندارد لیکن در کار خود جوانمردیهای مخصوص رشته را دارد با اینکه او فروشنده گلوله هایش به کسانی می باشد که گلوله را گرانتر می خرند و تا آنجا که اگر به او بگویی چنانچه آن خوک مفلوک گرفتار باتلاق را بکشی پاداشت ده هزار دلار است اما اگر آن جوانی را که دست زن و فرزند را در دست دارد و به خانه می رود یازده هزار دلار، تروریست حرفه ای گلوله اش را جایی خرج می کند که درآمدش بیشتر است. ۲) تروریست کور، این تروریست مملو از عقده های پنهان و آشکار است و با محرومیتهایی که بر دوش می کشد همیشه کوفته و فرسوده است و بارها به فکر خودکشی افتاده لیکن راهکار آن را به دست نیاورده زیرا او تا راهنمایی نداشته باشد مردارگونه زندگی می کند و قادر به هیچ کاری نیست، نمونه گویای تروریست کور سمپاتهای مجاهدین خلقی می باشند که پس از چرخش رهبرانشان همچنانکه مجسمه ای را جابجا کنند پابه پای چرخشهای کاسبکارانه و منافقانه رهبران حزبی خود تا ۱۸۰ درجه چرخش داشتند. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان انقلاب را می کشتند لیکن از سال ۵۲ که رجوی با لودادن ۱۷ خانه تیمی ده ها هم پیمان خود را به بهاء نجاتش به کشتن داد و به برکت تبلیغات همه جانبه ساواک با وجود خیابانی و ابریشمچی رهبر سازمان گردید ناگهان سمپاتها و لَجّاره های سازمان هم که از بی شخصیتی و بی جایی در ساختار رسوب کرده بودند به پیروی استبداد رجوی به خودزنی و خودفروشی پرداختند، سرآغاز به ترور شخصیت های ممتاز انقلاب اسلامی کمربستند و اندک اندک کارشان به آنجا کشید که برای مبارزه با رهبران انقلاب اسلامی به یاری صدام دشمن ایران رفته و به تخریب کشور و ترور بی هدف مردم پرداختند و امروز به فرمان سیا در عراق غوغائی را به راه انداختند که با آشکارشدنش پشت هرتمدنی را می لرزاند. دوست دارم برای بهتر شناساندن تروریست کور به دو درامی بپردازم که تراژدی آنها دوست و دشمن را می گریاند. الف) چون ایران صلح نامه را امضاء می کند مجاهدین خلق از وحشت فردای صلح، خود را به آب و آتش زده و همه نیروهای ساکن در غرب خود را، فرا خوانده و به میدان رزم نهایی دعوت می کنند، به خانم دکتری که در امریکا به تحصیلات تخصصی خود ادامه میدهد چنین می نویسند سپیده روز، فرا رسید و ما آماده کوچ به وطن گشته ایم و شما یکی از چهار نفری می باشید که سازمان برای مسئولیت وزارت بهداری کشور مردمی ایران در نظر گرفته است اگر می پذیرید و آماده خدمت می باشید لباس رزم بپوشید و به ما بپیوندید و دخترک جاه طلب بی ایمان و از همه جا و همه چیز بی خبر خود را به عراق می رساند و چند روزی در اردوگاه آمادگی مستقر و در آنجا با جوانکی که از استرالیا برای قبول شغل وزارت راه به ایران آمده معاشرت هایی دارد و در روزهای حمله به ایران با او وداع و به خیل پزشکان سیار می پیوندد و شوهر ناخواسته اش در دومین روز تجاوز به ایران شکار مرصادیان و به درک واصل می شود و دخترک با یادگار ناخواسته ای از وزیر راه به پشت جبهه برگردانده می شود و چون آبستن برگرداندنش به امریکا به مصلحت سازمان نیست در عراق نیمه محبوس و پس از زایمان فرزندش را به پرورشگاه سازمان می فرستند و دخترک هم نمی دانیم به کجاست و کودکشان در جهانی پرورش می یابد که مناسبترین فرد برای ترورهای کور حزبی است و در روزگاری که سیا برای آبرو بخشیدن به کشتارهاییکه در عراق دارد در پی یافتن تروریستهای انتحاریست، منافقان، نوجوان را که دیگر توان کشیدن بار عقده ها را ندارد به پنتاگون می فروشند و او با کمربندی تلخ به دبیرستانی حمله می کند و خود و دانش آموزانی را می کشد؟! ب) تراژدی دیگر، درام فرزند بعثی می باشد که در حمله امریکا به دست لجّاره ها کشته می شود و زندگی فرزندش را تلخ تر از هر مردنی می سازد و با چنین حالتی این موجود مملو از عقده هم به راهنمایی تزویر با کوله باری از باروت به خواسته سیا که می خواهد به کشتار خود در عراق وجهه ای ملی و مردمی و انقلابی بخشد به پاسگاهی می زند و خود را راحت می کند و گروهی را می کشد. پیرامون تروریستهای انتحاری دست ساز سیا انتحاری دیگری را هم گفته اند وی عضو سازمان و مرد ۴۵ ساله همیشه درمانده ای بود که از ۲۵ سالگی در عراق رنج می کشید و غصه فقر و بدنامی مادر را می خورد و گزارشگران به سازمان اطلاع می دهند که وی در فکر خودکشی است و تزویر سازمان آشکارا به او پیشنهاد می کند که اگر از زندگی خسته شده است ۵ میلیون تومان بگیرد و برای مادرش بفرستد و با مرگی اسطوره ای خود را راحت کند و او با انتحاری کور و خیابانی چنین می کند .آری تروریست کور یعنی آدمکی که روی صحنه است لیکن با نخی که در پا دارد به بازی می پردازد. ۳) تروریست هدفمند اینان پاک و فداکارند اما یک بعدی و مبتلا به تعصبی کور زیرا اصولاً نه عقل، تغییر فرهنگی را با ترور میسر می داند و نه شرع مقدس چنین مجوزی را برای اصلاحات داده است بنابراین اگرچه اینان متعهد و هدفمند لیکن از آنجا که حرکتشان بی پایه است همیشه شکار تزویری می گردند که ترورهایشان به زیان اهدافشان می باشد ، مگر گاندی بزرگ ناجی هند را یک دانشجوی مقدس بودایی نکشت و یا خانم گاندی و پسرش رؤسای جمهوری را که اگر می ماندند هند امروزه دارای استقلال بیشتری بود، سیکهای متعصب هند نکشتند چرا به دورها برویم مگر مطهری و مفتح را بچه های احمق و متعصب فرقان به تزویر سیا ترور نکردند. من پیش از ترورهایشان شبی را با آنان بودم و همه اشکالاتشان را پاسخ دادم تا آنجا که مجادله ما به منازعه کشید و یکی می گفت بودن شما هم برای انقلاب خطرناک است و من در پایان کار دریافتم که اندیشه آنان آنچنان فسیل گشته که حضرات در همان سیاه چاهی که ابن ملجم افتاده و اسیر دشمن بود در بندند، و اگرکار دست من بود آنان را پیش از جنایاتشان بازداشت و زندانی می کردم تا خود بمانند و جنایتی نکنند لیکن بعضی از ترورشوندگان فردای آنان، به پاسخم گفتند ما قصاص قبل از جنایت نداریم . و فرق آشکار حملات استشهادی دین شناسان با تروریست هدفمند متعصب و محدود این است که تزویر، زشتی های معاویه را به عاشقانی که اهل جهادند و اهل اجتهاد نیستند نشان می دهد و با یک چرخش چنین تروریستی، علی را به جای معاویه ترور می کند . من قاتل شهید هاشمی نژاد را دهها بار دیده بودم و مزایای تعصب کور او را چشیده بودم سوگند به خدا که او خائن نبود و هدفمندی کور بود . سمبلی گویاتر دومین فرزندم حسین رحیم پورکه دوران جنگ مسئول یکی از بیمارستانهای زیرزمینی سپاه بود. می گوید: پس از درگیری با کموله های بی دین، درمیان زخمی ها جوانی را دیدم که در حال احتضار ذکر می گفت و آرامشی داشت، به کمکش شتافتم لیکن او به صورتم خدو افکند و صورت از من برگرداند و من شگفت زده، دوست کردی خندید و گفت وی از طلاب شمس و تعلیم دیده آخوندهای وهابی است اینان هرگز با صهیونیستها درگیر نمی شوند ولی جنگ با شیعه و انقلاب اسلامی را عبادت می دانند. بایدم آشکار سازم که ترورهای انتحاری گرچه با حملات استشهادی شباهتهایی دارد لیکن هرگز از یک سنخ نمی باشد زیرا جهاد استشهادیان برپایه اجتهاد و ملاحظه همه جانبه مکتب است ولی نمونه هدفمندان فسیل شده و جادو زده افرادی چون قاتل هاشمی نژاد و گروه شمسی که فداکارشان را شناختید و گروه صحابه ای که مهندسان شیعه ای را که در کشور پاکستان به آنان خدمت می کردند ترور می کنند و در همه جا جادوگرانی که آنان را به ترور وامی دارند مجهول الهویه اند. لیکن مجاهد استشهادی هنگامی که درمی یابد دشمن با ترور و ارعاب در پی شکستن روحیه ی مومنان است با فریاد هدفش به حمله ای استشهادی می پردازد. فدائیان اسلام با فریاد الله اکبر و مرگ بر دشمنان اسلام به کشتن کسروی و رزم آرا حمله ای استشهادی می کنند شهید هرندی با فریاد مرگ بر خائنان و دشمنان اسلام به کشتن هژیر می پردازد و در هر حمله استشهادی که فلسطینیان به صهیونیستها کرده اند هدف و قاتل و مقتول و دلیل قتل آشکار است و در یک کلام مردان استشهادی کور و جادوزده به کشتن دشمنان نمی پردازند. با تعریف و شناساندن گونه های تروریسم به اینجا رسیدیم که می توانیم به شناخت تروریستهای عراق امروز بپردازیم سرآغاز باید دانست هرگونه تروریستی به شکلی ابزارکار تزویری است چه دولتی و چه غیردولتی و تروریستهای غیردولتی بر سه گونه بودند : ۱ـ تروریست حرفه ای نمونه قاتل کندی ها .۲ـ تروریست کور که نقش اسلحه را بازی می کند ، او اسلحه را می چکاند و سیاستی او را می گرداند و نمونه روزش زیرقلبیریهای مجاهدین خلق و بعثی های وامانده .۳ـ تروریست هدفمند که جهادش بی اجتهاد است نمونه گویا، از سنیان گروه صحابه و گروه شمس و از شیعیان مجاهدین خلق پیش از خیانت رجوی و بچه های گروه فرقان و از بوداییان دانشجویی که گاندی بزرگ را ترور می کند و از سیکها،کسانی که خانم گاندی و فرزندش را ترور می کنند. اکنون بدان پردازیم که کدامین گونه از تروریستها عراق امروز را به این روز افکندند . ۱) از نظر ما شأن تروریست حرفه ای بالاتر از این است که به ترورهای مجنون گونه بپردازد از این گذشته تروریست حرفه ای در همه عمر بیش از چند ترور ندارد چه رقبا اجازه ادامه کارش را نمی دهند . ۲) تروریست ابزاری و این گونه تروریست کمتر از آن است که بشود با آنان هر روز دهها ترور را انجام داد. ۳) تروریست هدفمند هم بسیار کمتر از آنند که با حیله های جادویی چنین احمقانه به ترور بپردازند چرا می شود گفت در همه سال تروریست متعصبی سنی برای رضای خدا مسجدی را تخریب و شیعیانی را بکشد و یا به عکس. لیکن این محال است که مومنی هرچند احمق دائم به ترورهای خیابانی بپردازد و آدمهایی را که نمی شناسد بکشد زیرا گفتیم چنین تروریستی با جابجایی معاویه و علی، فریب می خورد و علی را ترور می کند نه اینکه سنی در محلی سنی نشین به کشتار مردم بپردازد و در این صورت کشتارهای هدفمند و بعضاً انتحاری بسیار کمتر از آن است که بتواند چنین عراقی بیافریند و نتیجه اینکه بیش از نود درصد ترورها و تخریب های امروز عراق به دست ستون پنجم و کلاه رنگی های غربی که امروزه در نقش غلام سفیدهای امریکایی اتفاق می افتد زیرا امریکای امروز توان چنین بهره کشیهایی را از غلام سیاه های افریقایی خود ندارد لذا از اروپا غلام سفید می گیرد مگر همگان نظامیان انگلیسی را با لباس عربی و یک دنیا سلاح برای انفجارحرمی ندیدندکه چون آنها را گرفتند لشکر مهاجم به قیمت رسوایی بیشتر به تخریب زندان و نجات تروریستهای خود پرداختند و با این توضیحات امنیت در عراق روزگاری میسر است که لشکر مهاجمان و کلاه رنگی ها عراق را تخلیه کنند و تروریستهای بعثی و مجاهدین خلق خود را هم ببرند.